پاپها بازگشت خود را به رم دشوار مييافتند. ولي ويكليف، اربابان و بسياري از انگليسيان را ترسانده بود و در آن روز هم مانند امروز آنان چنان از كمونيسم ميترسيدند كه نوعي فاشيسم را ترجيح ميدادند.
مبارزه ميان مقامات كليسا و عامه، كه در روٴياهاي جواني فيليپ دو مزير به خوبي توصيف شدهبود، براي انگليسيان كاملاً آشنابود، حتي بهصورت مخالفت ملي با آوينيون؛ احتمال دارد كشيشيان و اشراف انگليسي
روٴياهاي جواني را ميخواندند. ولي جان ترويزايي گفتگوي استاد و دانشجو را كه اصل لاتيني آن بهغلط به ويليام آكمي نسبت داده شدهبود، براي استفادهٴ گروه بيشتري از مردم به انگليسي ترجمه كرد.
آيين شهرياري اجيديوي رمي را هم جان ترويزايي به انگليسي ترجمه كرد و توماس سلوي با افزودن پارهاي مطالب، آن را به شعر انگليسي درآورد كه مقبوليت فراواني يافت و قريب 44 نسخه از آن به جاي ماندهاست.
5. هلند ( فروبومان ). هلند دو شخصيت برجستهٴ استثنايي پدپد آورد، فيليپ ليدني در شمال و ژاك دو هامريكور در سرزمين ليژ.
فيليپ رسالهاي لاتيني براي دربار هلند نوشت كه شامل يكي از نخستين دفاعيات سدههاي ميانه از قدرت دولت و وحدت در برابر زيادهرويها و هرج و مرج فئودالهاست. كشوري داراي بهترين حكومت است كه در آن سودِ كشور (بهصورت سرزميني واقع در قلمروي معين در نظر گرفته شده) بدون زيان رساندن به سكنهٴ آن تأمين شود. اين رساله كه در سال 1358 به اتمام رسيد، معرف پيشگامي ناقص ولي منحصر بهفردي است كه دو قرن بعد، ماكياولي در
شهريار (1532)، و ژان بودِن در جمهوري (1576) عرضه كردند.
ژاك دوهامريكور مورخ ليژي در سالهاي 1360 ـ 1399 تاريخ نهادهاي كشوري و ديني ليژ را نوشت، كه سندي است بسيار جالب دربارهٴ تاريخ مشروطيت ليژ، ولو اينكه در نظر داشته باشيم مورخ اندكي از زمانه عقبتر بودهاست. او به شدت محافظهكار است و غالباً رويدادها را به صورتي ميبيند كه به عقيدهٴ او بايد باشند و نه آن طور كه بودهاند. بيشك، در آن زمان قدرت دنيوي اسقفان ليژ كاهش زيادي يافته بود و بيشتر جنبهٴ صوري داشت تا حقيقي. آخرين اسقفي كه در خارج از قلمرو اسقفي خود ميتوانست مانند يك فرمانرواي خودكامه رفتار كند. هانري سوم گيلدري (1247 ـ 1274) بود. پيشرفت صنعتي ليژ در سدهٴ چهاردهم قدرت خلقي را افزايش چشمگيري بخشيد؛ از پايان آن قرن تا پايان حكومت شاهزادگان در سال 1795 حكومت شهر در دست مردم بود. در هر صورت، اين تاريخ توصيفي عالي از اوضاعي است كه در آن هنگام، در حال نابودي بود، ولي اندكي پيش از آن هنوز وجود داشت و گزارشي است از نهادها و سوابقي كه هنوز در دستگاههاي حكومتي مجري بود.